لبیک گویان تامل می کنم همچنان که تو تحملم می کنی در شوره زار دلم فقط بلور نمک می بینی چون رسم نمک خوردن ونمکدان شکستن را خوب آموخته ام اندکی را راه ورسم سربازی مرابیاموز تا در پادگان لشکرعاشقان دکه دار عشق توباشم نسخه ام را تو بپیچ طبیب حبیب طبع که مزگان تو اسیر یاقوت های تبسم لاله گونه ات هنوز به دام صیادان در طوبره فریاد العجل وادرکنی ها موّاج ترین امواج خروشان دل طوفانی ام شده بازلالی خودت بگو از زوال این سایه های شوم خفاش های شب الغوث یا سیدی مرد نشده ام هنوز خلّصنی های مرا شنیده ای بس است باز هم واردحریم مکذبان شده ام تا پروا نکنیم پر وا نخواهیم کرد وتا بندگی وغلامی نکنیم تابندگی نخواهیم کردپس کمی اللهم الرزقنی لیاقت تا حماقت نکنم واسیر بندهای سیاه چال نفس خبیث خود نشویم ... .........
پنج شنبه 91/4/15 |
توسط : سیاوش فرج الهی
نظرات ()
