سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
منوی اصلی
لینک دوستان

 

سفره دار قدیمی دنیا
ای کریم شفیعه ی فردا
گنبدت را نگاه می کرم
خوش به حال پرِ کبوترها
پیش تو بی اراده می گویم
السلام علیک یا زهرا
طعم سوهان شهر تو برده است
تلخی کام روزه دار مرا
کار خورشید می کند آری
ذره ای را که می بری بالا
با همین شور و حال و تاب و تبم
راهی جاده ی سه شنبه شبم
سجده ها و قیام های منی
‌هدف احترام های منی
السلام علیک یا بانو
تو علیک السلام های منی
زینب دومی و بعد رضا
عمه جان امام های منی
لحظه های خوش حرم رفتن
استواری گام های منی
در دلم با تو درد و دل کردم
یکی از هم کلام های منی
انعکاس جمالی زهرا
حضرت زینب امام رضا

 



باید ازکجارفت؟ درباغ شهادت کجاست ؟اصلاشهادت یعنی چه ؟

باید شیطنت هاراگذاشت و دل وچشم واصلا تمام جوارح واعضا را باید در بانک الهی ثارلله سپرده گذاری نمود 

تا برنده بالهای پرواز طلایی شد



قدیم ها دلم شبه دانه های انار صدانه می شدم شبیه دانه های خونینن سینه اش ولی حالا که بر

لب ساحل انتظارطلوع خورشید رامیکشم دلم شبیه سنگ ریزه ها صدانه می شود اصلا خودت از سنگریزه ها 

بپرس به تو خواهند گفت ماجرا چیست ودلیل دلشوره هایم را از ساحل بپرس نه ربطی به آب دریاندارد 

اصلا کسی نمی داند که چه دردی می کشم می خواهم  شنا کنم به سوی تو ولی این جماعت 

گفتگو میکنند می ترسم خیس شوم نه آب از خواب های رویایی ازخجلت بی تونفس کشیدن 

فضای سنگین زمانه اصلا بجز مدرنیته شدن به جیز دیگری نمی اندیشد لاجرم فی الجله باید گفت مضروفش نیز درگیر مادیات عالم وجود 

دارد دست وپامیزند من نیز بددست پامی زنم اصلا اگردستم رانگیری غرق می شوم غرق در خودم در پستی 

وکوچ می باید کرد از خود ومرزبودن باید گذشت چه مبارک هجرتی وباقیام برای صعود شاید بتوان فریاد زد "من می آیم"تونیزبیا



امروز شناختن دوست از دشمن دشوار شده است 

فصل صدق با اجسامی  از جنس براده ممزوج شده است 

اینجا مجاری تنفس دیدگاه های روشن فکران عصریخبندان  مسدود شده 

در تنگه دالان عبور زمان از ساعت شنی چیزی دیده نمی شود 

انگار صحراهاهم خوابیده اند خورشید دنبال تکه ای ابر است 

وآسمان بی بهانه گریه می کند باید روضه خوان از غروب شروع کند 

از انتهای رسوب تا بلوغ فکری یک جامعه باید جامه ی روشن فکری بر تفکر ات خویش پوشاند







مطالب قدیمی تر »